تابستان دانلود هزینه های تبلیغات نامزدهای انتخاباتی

تابستان: دانلود هزینه های تبلیغات نامزدهای انتخاباتی هزینه های تبلیغاتی شفاف سازی نامزد انتخاباتی پول انتخابات پیک بامدادی

گت بلاگز وب‌گردی زنگ خطر طلاق‌های خاکستری ، آنها که در میانسالی هوس جدایی می‌کنند

زن و مردهای بسیاری در سنین اوج بعد از 30، 40 سال زندگی یکسان از هم جدا می‌شوند.

زنگ خطر طلاق‌های خاکستری ، آنها که در میانسالی هوس جدایی می‌کنند

به گزارش گروه وبگردی گروه تحریریه سایت جوان، زن و آقای مسعودی، زن و شوهری بازنشسته اند. آنها در دوره خود از قشر تحصیلکرده جامعه به شمار می رفتند و به همین علت به درس و تحصیل فرزندان خود اهمیت فراوان می دادند. فرزند ها کم وبیش درس می خواندند، ولی پیشرفتشان رضایت بخش نبود.
پدر و مادر خانواده علت این مساله را می دانستند؛ علت آن چیزی نبود جز جروبحث و مشاجراتی که هر لحظه بین آن دو جریان داشت و هیچ گاه تمامی پیدا نمی کرد. هر روز صبح که از خواب بلند می شدند، دلیلی جهت شروع مشاجره بین زن و مرد پیدا می شد، ولی متاسفانه دلیلی جهت اتمام وجود نداشت. فرزند ها آسیب می دیدند، ولی زن و مرد به ظاهر تحصیلکرده حاضر نبودند از موضع خود کوتاه بیایند.

عبارات مهم : جدایی

قوم وخویش به شنیدن اخبار تلخ از سوی آنها عادت کرده بودند. بعد از 30سال خبری از آنها در میان اقوام پخش شد که هم ردیف قبلی ها نبود: طلاق. بله، مشاجرات دائمی و آخر ناپذیر این زن و مرد در نهایت به جدایی انجامید. یک جدایی تلخ و غم انگیز. این اتفاق حاصل یک روز و دو روز نبود. عوامل مختلفی در آن دخیل بود. در اینجا به حل و فصل عنوان طلاق خاکستری و علل پدیدآورنده آن می پردازیم.

عاطفه پر می کشد

به گفته سرور بدیعیان، روان شناس، زن و مردهایی که در سنین کهولت از هم جدامی شوند، پیشتر و احتمالا در دهه های قبلی زندگی ارزش جدایی عاطفی داشته اند، ولی به علت وجود فرزند ها و انگیزه ای که جهت به ثمررساندن آنها داشته اند، صبوری پیشه کرده و به زندگی در کنار هم ادامه داده اند. هنگامی که فرزند ها بزرگ می شوند و به ثمر می رسند یا به هر طریقی از آب و گل درمی آیند، دیگر انگیزه ای جهت ادامه این زندگی باقی نمی ماند. خیلی وقت است عاطفه از این زندگی رخت بربسته و یک زندگی سر د و تلخ آن دو را به فکر جدایی می اندازد.

قبح طلاق از میان رفته است

این پرسش جهت بسیاری پیش می آید که اصلا آیا در این دوره تا این اندازه طلاق خاکستری زیاد کردن پیدا کرده. زن و مردهای بسیاری در سنین اوج بعد از 30، 40 سال زندگی یکسان از هم جدا می شوند. آنها جهت این جدایی دلایل محکمه پسند دارند، ولی این پرسش در اذهان بسیاری نقش می بندد که آیا در این دوران، میزان طلاق خاکستری تا این اندازه زیاد کردن پیداکرده است؟! در نسل های قبلی هم زن و مردها همین پرسشها را داشتند، ولی به هر مشکل و عذابی بود تا آخر عمر با هم می ساختند و اسمی از طلاق نبود. بعد آیا در این دوران زن و شوهرهایی که تاریخ ازدواجشان به چنددهه قبل برمی گردد، براحتی تن به جدایی می دهند؟

پاسخ راحت هست. در دوران گذشته، طلاق قبح داشت و وقوع آن مرادف با بدترین آبروریزی ها بود، ولی با بالارفتن آمار طلاق، این مساله در جامعه عادی شده است و مانند گذشته کسی آن را عملی ناپسند نمی پندارد. در این شرایط که طلاق در جامعه ما عادی شده، بعضی زن و شوهرهای نسل قدیم که هر لحظه با هم مسئله داشتند، دیگر شرایط را مانند گذشته نمی بینند و به طلاق می اندیشند.

آتشی که فرزندان در آن می سوزند

بسیاری بر این باورند که طلاق خاکستری تاثیر منفی بر فرزندان ندارد چون آنها بزرگ و اغلب ازدواج کرده اند و مانند فرزند های کوچک نیستند، ولی این نحوه فکر صددرصد اشتباه هست.

به گفته دکتر علی شمیسا، استاد دانشگاه و نویسنده کتاب های روان شناسی، زن و مرد میانسالی که در این دوره از هم جدا می شوند، مطمئنا عمری را در تنش و ناراحتی گذرانده اند و فرزندان آنها تا حد وسیعی از شرایط نامساعدی که در آن رشد کرده اند، لطمه خورده اند. اگر قرار باشد به مسئله به طور ریشه ای نگاه کنیم، آنها باید ابتدا سازگاری پیدا کرده و بعد اقدام به فرزند دارشدن می کردند، ولی در خانواده که کودک رشد کرده و تا حدودی به همان شرایط عادت کرده، بهتر است زن و مرد تلاش جهت سازگاری کنند؛ حتی اگر این تلاش یکطرفه باشد، بهتر از جدایی هست. اگر راهی جز جدایی باقی نمانده، باید این مفهوم را به تدریج به فرزندان تفهیم کنند و جدایی طوری صورت بگیرد که کمترین آسیب را متوجه آنان کند.

طبقه سنتی طبقه مدرن

طبقات متفاوت جامعه در مواجهه با طلاق بازخوردهای متفاوتی دارند و زن و شوهرهایی که قصد جدایی دارند، باید به این مساله هم توجه داشته باشند. طبقه سنتی جامعه به زنانی که جدا شده است اند، روی خوش نشان نمی دهد. در این طبقه، زن بدون شوهر پذیرفته نمی شود و از آنجایی که نحوه فکر مادر را ببین، دختر را بگیر رواج دارد، دختران این مادرها هم لطمه می خورند. زنانی که در این طبقه قصد جدایی دارند، باید بر تصمیم خود بشدت فکر کنند.

در طبقه مدرن تلاش می شود، با الگوبرداری از فرهنگ غربی با جدایی و پرسشها خانوادگی طبیعی تر برخورد شود، ولی در هر حال فرهنگ ما بشدت از غرب دور است و مفاهیم خانواده بشدت در آن ریشه ای هست. از این رو به زنان و مردانی که در میانسالی قصد جدایی دارند توصیه می شود باز هم بر تصمیم خود تامل کنند و آن را به عنوان آخرین گزینه قرار دهند.

بازنشستگی یا منزل نشینی

قرار نیست هیچ مردی تا ابد کارکند. هر کس سی سال سرکار می رود و هر روز ساعت ها کار می کند و مشکل به جان می خرد تا سال های آخر عمر بتواند در منزل بیاساید و حقوق بازنشستگی اش را دریافت کند. بعد آیا بازنشستگی مردها تا این اندازه جهت زن ها غیرقابل قبول است؟ آیا افسردگی و ناراحتی به همراه می آورد و حتی می تواند در جدایی های عاطفی تاثیر بگذارد؟

علت واضح هست. مفهوم بازنشستگی به طور درست جهت جامعه ما تبیین نشده و بسیاری از مردها بازنشستگی را منزل نشینی تعبیر می کنند، ولی آنها جفت مناسبی جهت شبانه روز بودن در کنار هم نیستند. بعد بهتر است آقایانی که بازنشسته می شوند، به طور منطقی و معقول به فکر سرگرمی های مناسب خود باشند.

نبودن سرگرمی

سرگرمی های خوب هم می تواند در جلوگیری از پرسشها خانوادگی موثر باشد. معمولا صحبت از سرگرمی که به میان می آید، همه به یاد تفریحاتی مخصوص نوجوانان یا جوانان می افتند. انگار تنها آنان نیازمند سرگرم شدن هستند در حالی در دوران کهولت که همراه با بیماری و مشکل و عاری از نیروی دوران جوانی بودن هست، بیش از هر لحظه به سرگرمی نیاز دارند. آنها باید زمانی را با دوستان خود سپری کنند، سریال های موردعلاقه ارزش را ببینند، زمانی جهت رفتن به محیط زیست داشته باشند و ورزش کنند. فرد سالمند بیش از هر وقت به دوستی و توجه دیگران نیاز دارد.

معجزه فرزندان

بدیعیان، نقش فرزندان را در جلوگیری از جدایی والدینشان بسیار پررنگ می داند. به گفته این روان شناس همسران هر اندازه با هم مسئله داشته باشند بر سر عنوان فرزند اشتراک دارند. فرزندی که سربه راه هست، جهت موفقیت تلاش می کند، به شاد کردن فضای منزل اهتمام می ورزد، جهت والدین خود وقت می گذارد، به آنها دوستی می کند، احترامشان را حفظ می کند، تلاش می کند تا سرحد امکان به آنها فشاری وارد نیاورد و به طور کلی فرزند خوبی جهت خانواده است و انگیزه مهم جهت ادامه زندگی والدین در کنار یکدیگر هست. زن و مردی که فرزندان خوب دارند، حتی اگر خودشان دو نفر میل چندانی به بودن در کنار هم نداشته باشند، به علت وجود فرزندان چنین اشتیاقی پیدا می کنند. فرزندان باید تلاش کنند در منزل تشنج را به حداقل برسانند و خود به عامل خوش حالی تبدیل شوند. در چنین منزل ای، احتمال جدایی والدین، جای خود را به دلگرمی جهت ادامه زندگی تا ابد خواهد داد.

فردای طلاق چه رنگی است؟

به گفته بدیعیان، بسیاری از زن و مردها که در سنین اوج از هم جدا می شوند، جهت خود این زندگی دو نفره را معضل می پندارند و گمان می کنند، با رهایی از آن شرایط بهتری پیدا می کنند. آنها فقط به مشکل هایی که در این وضع دارند، فکر کرده و گمان می کنند، بعد از جدایی مشکل ها از بین بردن می شود و راحتی باقی خواهد ماند؛ نحوه فکری که چندان درست نیست.

در هر زندگی زناشویی در کنار مشکل ها خوبی هایی هم وجود دارد، ولی کسی که به جدایی می اندیشد، اصرار به بدبینی دارد. بسیاری از زن های مسن بعد از جدایی به پرسشها اقتصادی، نداشتن امنیت و خلأ وجود یک مرد جهت انجام کارهای مردانه مانند لوله کشی، سیم کشی و موارد مشابه برمی خورند. همچنین در بسیاری موارد گله دارند که آیا جامعه مانند سابق برخورد مناسبی با آنها ندارد. از آن سو، مردها هم که نیمی از زندگی را با زن گذرانده اند، در انجام ابتدایی ترین امور زندگی درمانده می شوند. آنها در میانه راه زندگی زناشویی از نیازشان به یکدیگر مطلع نبودند و اصرار بر بدی آن رابطه داشتند، ولی بعد از جدایی به مشکل ها پی می برند و متاسفانه دیگر آنقدر جوان نیستند که براحتی بتوانند بر پرسشها فائق آیند.

افسردگی، سرآغاز جدایی

زن و مردهایی را می بینیم که عمری خوب زندگی کرده اند. مرد کارمند بوده و زن با جان و دل به عنوان یک کدبانوی واقعی عمل کرده و با تمام قوا معجزات خانمانه را به کار گرفته تا همان حقوق کارمندی کفاف یک زندگی آبرومند را بدهد و امور بخوبی بگذرد، ولی حال که حدود 40 سال از آن زندگی گذشته و فرزند ها ازدواج کرده اند، اوضاع شکل دیگری به خود گرفته هست. مرد در منزل به سر می برد و زن به هیچ وجه توان کارهای گذشته را ندارد. انواع درد و مریضی جای فعالیت های رنگارنگ قدیم را گرفته. در منزل از ترشی و شور خانگی و خیاطی و بافتنی و هر کار دیگر که مایه نشاط باشد، خبری نیست و حالا زن و مرد به یاد این می افتند که یک عمر چه مشکلاتی با هم داشته اند و باید جداشوند.

به گفته بدیعیان، بسیاری از افرادی که در دوره جوانی فعال و پرتلاش بوده اند و در دوران کهنسالی توان فعالیت های گذشته را ندارند، به افسردگی مبتلا می شوند. افسردگی، سرآغاز بسیاری از پرسشها است و حتی می تواند زن و مرد را به فکر جدایی بیندازد. آنها باید خود را به انجام کارهای مفرح مناسب سن خود مانند بودن با دوستان همسن، ورزش، باغبانی، تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی، ساززدن، حل جدول و موارد مشابه سرگرم کنند و به بهانه بالابودن سن، دست از آموزش های تازه برندارند.

منبع:جام جم

انتهای پیام/

واژه های کلیدی: جدایی | زندگی | فرزند | فرزندان | طلاق خاکستری | طلاق در میانسالی | ازدواج | جدایی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog